آقا رهامآقا رهام، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

...... همه دنیای من پسرمه ....

سلام پسر قشنگم...

رهام مامان این وبلاگ بابا رسول درست کرده منم تازه دیدمش قرار شد دوتایی باهم توش هر چی دوست داریم بنویسیم تا وقتی تو به دنیا میایی مامان الان 4 ماهش و تازه فمیدیم که تو یه پسر خوشکل کوچولو هستی البته اینم بگم من از دوران مجردی دوست داشتم بچه اولم پسر باشه ولی وقتی باردار شدم 3 ماه اول خیلی حالم بد بود سر دردای خیلی شدیدی گرفتم همش تو بیمارستان بودم یه چن بار مجبور شدم مسکن بخورم خیلی ناراحت بودم اون موقع همش میگفتم خدایا  هر چی میخواد باشه فر ق نمیکنه فقط سالم باشه جونم برات بگه کم کم داره حس مادر بودن بهم دست میده اخه بعضی وقتا وقتی فک میکم دارم بچه دار میشم خندم میگیره چون بین خ...
30 خرداد 1390

نامه به مادرم

سلام مامان جونم   مامان جون از اینکه اذیتت میکنم منو ببخش اخه اینجا یکم جام تنگه   میگم مامان بی زحمت یکم پیتزا و  ساندپیچ هم به من بده همش میدی بابا بخوره من میبینم اه میکشم خوب منم گشنم میشه مش شیر و نون پنیر میخوری من که دوست ندارم تو اگه دوست داری منو زوتی بزرگ بچم باید چیزهای خوب خوب بخوری تازشم  ایش تازشم به خاله مرضی بجو من وقتی به دنیا اومتم همش میرم پیشش باید همش پمپرزامو عبض کنه به عمه رها هم بگو خیال نکنی میتونی  از زیر کار فرار چنی ها باید با ماش چینش منو ببره دده با تشکر از مامان زورو که وقتشونو دادن به بنده شبا هم منو اینقدر اذی...
29 خرداد 1390

نامه ای به پدر و مادرم

این پیامیه که از بچم اومده   سلام بر پدر و مادر مهربونم   میدونم که قبل از اومدن من خیلی خوشحال میشید ولی بهتون قول میدم وقتی بیام اسایش رو ازتون بگیرم اینو گفتم که خوب  بخوابید چون وقتی من بیام همش باید بیدار بمونید و منو نیگاه کنین بابا شنیدم مامان رو اذیت میکنی بزار بیام یه گاز از گوشت بگیرم که دفعه دیگه مامان جون منو اذیت نکنی میگم از حالا گفته باشم که من یه گوشی موبایل بالاترین مدل میخوام یه ماشین اخرین مدل و لب تاب و خونه مستقل میخوام . راستی یه کارت شارژ ایرانسل هم برام بفرست شارژ ندارم اس ام اس بدم بهت   مواظب خودتون و منم باشید   ...
29 خرداد 1390

پــــسر یا دخــــتر !!!!

سلام بعد از مدتها تونستم بیام و یه مطلب بنویسم اینروزها شاید خیلی سخت باشه که توصیفش کرد !!! دیروز برای دومین بار از ته دل خوشحال شدم اینقدر که تو پوست خودم نمی گنجیدم  ..   وقتی  رفتم سونگرافی که  جنسیت بچه رو مشخص کنن  خیلی استرس داشتم حدود1 ساعتی  در مطب منتظر موندم تا نوبت شد  و رفتیمداخل پیش د کتر دکتر بعد از چند  لحظه گفت که بچه پاهاشو باز  ن می کنه و نمیشه جنسیتشو مشخص کرد گفت برید یه 20 دقیقه دیگه باز بیاین باز زمان گذشت و نوبت شد اینبار دکتر گفت اگه گفتید پسره یا دختر م ن که خیلی دوست داشتم پسر باشه گفتم دختر دک تر گفت ن...
26 خرداد 1390
1